۱۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۷:۴۶

فروپاشی نظم نوین جهانی آمریکا؛ باتلاقی که ترامپ در آن گرفتار شده است

فروپاشی نظم نوین جهانی آمریکا؛ باتلاقی که ترامپ در آن گرفتار شده است

رویکرد آمریکا به سمت ایجاد بحران‌های داخلی و ترویج اغتشاشات و بی‌نظمی‌ها معطوف شد تا نظام سیاسی اجتماعی ایران را به چالش بکشد، اما حضور پرشور مردم در صحنه، این نقشه‌ را ناکام گذاشت.

یادداشت مهمان، سید جواد حسینی: ایده «نظم نوین جهانی» در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به دوران ریاست جمهوری بوش پدر باز می‌گردد، دورانی که همزمان با پایان جنگ سرد و دگرگونی ساختار قدرت جهانی بود. پیش از آن، نظام بین‌الملل بر پایه دو قطب اصلی، یعنی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا و بلوک سرمایه‌داری غرب تعریف می‌شد.

این دو قدرت در وضعیتی از بازدارندگی متقابل یا موازنه ترس قرار داشتند و تقسیم کار جهانی، چه رسمی و چه غیر رسمی، میان ایشان حاکم بود. با آغاز اصلاحات گلاسنوس (اصلاحات سیاسی) و پروستریکا (اصلاحات اقتصادی) توسط میخائیل گورباچف،ساختار شوروی فروپاشید و به ۱۵ کشور تقسیم شد.

این تحول، قدرت دو قطبی را بر هم زد و آمریکا را به عنوان قدرت برتر جهانی مطرح کرد. همزمان، جنگ طوفان صحرا (حمله عراق به کویت و مداخله نظامی آمریکا) عامل دیگر بر تقویت این دکترین نوظهور بود.

حمله عراق به کویت، رئیس جمهور وقت آمریکا، جورج بوش پدر را ناگزیر به مداخله نظامی کرد. این اقدام علاوه بر بیرون راندن نیروهای عراقی و تضعیف رژیم صدام، فرصتی به آمریکا داد تا فرماندهی خود را در صحنه بین المللی به نمایش بگذارد.

استفاده گسترده از تجهیزات نوین نظامی در این جنگ، تجربه عملیاتی فرماندهی در سطح جهانی را برای آمریکا فراهم آورد. روزنامه لوموند آن زمان نوشت :«پیش از این جنگ، آمریکا اگر پیشنهادی به کشورها می‌داد، با احتیاط بررسی می‌شد و با سه دسته پاسخ مواجه می‌شد. پذیرش، پذیرش مشروط یا رد. اما پس از جنگ « سپر صحرا»، آمریکا چنان یکه‌تاز میدان قدرت بین‌المللی شد که اگر پیشنهادی مطرح میکرد، به سرعت توسط اکثر کشورها پذیرفته می‌شد، به جز محدودی مانند «ایران».

از دیدگاه آمریکا، دو مانع عمده برای پیاده‌سازی دکترین نظم جهانی وجود داشت:

۱. سیطره جهانی و اعمال حاکمیت؛ چگونه می‌توان بر پهنه گسترده و جغرافیایی پراکنده جهان اعمال حاکمیت کرد؟

۲. نظام چند قطبی حاکم بر جهان؛ با از بین رفتن قطب اتحاد جماهیر شوروی، این مانع نیز برطرف شد و جنگ سپر صحرا، فرماندهی آمریکا را در عرصه بین المللی نشان داد.

ظهور تکنولوژی‌های ارتباطی و مفهوم دهکده جهانی«مک لوهان»، عملاً این مانع را کمرنگ کرد و امکان اعمال حاکمیت از راه دور و ظهور دکترین نظم نوین جهانی را فراهم کرد.

پس از فروپاشی شوروی،نظام دو قطبی ظاهرا از بین رفت، اما احتمال شکل‌گیری قطب‌های جدید قدرت همچنان وجود داشت. با این حال، جنگ طوفان صحرا با پشتیبانی گسترده بین المللی از آمریکا،ایده نظم تک قطبی تحت رهبری آمریکا را تقویت کرد. نظم نوین جهانی به عنوان دکترین سیاست خارجی آمریکا در چنین شرایطی پا به عرصه گذاشت. این نظم به معنای مدیریت متمرکز آمریکا بر سراسر جهان بود که مستلزم تغییر وابستگی مکانیکی کشورها به وابستگی ارگانیکی به آمریکا بود.

در این «امپریالیسم آمریکایی»،آمریکا به دنبال مدیریت جهانی است و وابستگی کشورها از حالت «مکانیکی» مانند اجرای یک ماشین که ممکن است مستقل عمل کند یا دچار نقص شوند به «ارگانیکی» همانند اجرای یک موجود زنده که به مغز،یعنی مرکز فرماندهی متصل هستند و خودکار وار در خدمت فرامین آن عمل می‌کنند، سوق داده می‌شود. این وابستگی ارگانیکی،عمیق‌تر و با اطاعت بیشتری همراه است.

برای استقرار نظم مورد نظر آمریکا،چهار مولفه کلیدی باید در عرصه جهانی شکل می‌گرفت:

تغییر نظام‌های سیاسی: نظام‌های سیاسی کشورها باید به گونه‌ای تغییر می‌کردند که پذیرای نظم پیشنهادی آمریکا باشند.

سازماندهی نظام‌های اقتصادی: نظام‌های اقتصادی باید منافع آمریکا را در راستای استقلال این نظم تامین می‌کردند.

تغییر مناسبات فرهنگی: مناسبات فرهنگی باید دگرگون می‌شد تا از طریق «تهاجم فرهنگی» یا «شبیخون فرهنگی» زمینه پذیرش این نظم در کشورها فراهم شود.

حذف کانون‌های بحران

کانون‌های مقاومت و چالش برانگیز مانند انقلاب اسلامی، حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت جهادی به عنوان موانع این نظم تلقی می‌شدند و آمریکا به فکر حذف آنها می‌افتاد.

گرچه پس از اعمال این دکترین، آمریکا به نتایج دلخواه خود دست نیافت و پیمان‌های منطقه‌ای و چند جانبه‌گرایی از سوی کشور پیاده شد؛ اما آمریکا همچنان در سیاست خارجی خود، به خصوص در دوران پس از بوش به دنبال اعمال دکترین نظم نوین جهانی بود. در این میان، ایران به دلیل ساختار سازمانی و سیاسی، نظام اقتصادی و همچنین فرهنگ ایران اسلامی که در مقابل چنین نظمی مقاومت می‌کرد، به عنوان یک «کانون بحران» محسوب می‌شد.

جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق علیه ایران و تحریم‌های اعمال شده پس از انقلاب، جملگی با این نگاه اعمال شدند. در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، این تفکر با شدت و قدرت بیشتری پیگیری شد. در داخل کشور نیز، توطئه‌های متعددی شکل گرفت و دو جنگ تحمیلی، از جمله «جنگ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» در راستای همین نگاه و اعمال این نظم صورت گرفت.

این پرسش که آیا آمریکا از این جنگ‌ها و توطئه‌ها توانسته به نتیجه مطلوب خود دست یابد یا خیر، نکته ای بسیار مهم است که نیاز به تحلیل دارد.

جنگ تحمیلی ۸ ساله که توسط رژیم صدام با حمایت آمریکا بر ایران تحمیل شد، جنگ ۱۲ روزه که توسط رژیم غاصب اسرائیل در سال ۱۴۰۴ با حملات هوایی به ایران آغاز شد و جنگ کنونی که «جنگ رمضان» نامیده می‌شود و بیش از یک ماه است با هدایت مستقیم آمریکا و همراهی رژیم غاصب اسرائیل و برخی کشورهای دیگر بر ایران تحمیل شده است، همگی با هدف مقابله با ایران به عنوان مرکز ثقل مقاومت برای استقرار نظم نوین جهانی تحت ستم صورت گرفته‌اند.

این نظم نوین جهانی با جهان بینی اسلامی، ارزش‌های انقلاب اسلامی و هویت ملی مردم ایران در تضاد است. در همین راستا ترامپ، رئیس جمهور تندروی جمهوری‌خواه، تهاجم ناجوانمردانه به ایران را با هدف جاه‌طلبی‌های ستمگرانه و امپریالیستی خود قرار داد تا نظام جمهوری اسلامی را با چالش‌های جدی مواجه کند.

در جنگ رمضان که در حال حاضر جریان دارد او گمان می‌کرد که با توجه به نارضایتی های انباشته شده مردم ایران، حوادث دی ماه و گرانی‌ها و تنگناهای معیشتی، حمله به ایران(به ویژه پس از شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد نظامی و تزلزل در بنیان‌های کشور) منجر به تغییر سریع رژیم سیاسی خواهد شد؛ اما این تصور با شکست مواجه شد.

پس از آن آمریکا با این فرض که رهبران جدیدی از درون نظام جمهوری اسلامی ایران ظهور خواهند کرد و او در تعیین این رهبران نقش خواهد داشت، دلخوش شد؛ اما با انتخاب «آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای» به عنوان رهبر جدید، این امید نیز رنگ باخت. در ادامه، رویکرد آمریکا به سمت ایجاد بحران‌های داخلی، مشابه آنچه در سوریه رخ داد و ترویج اغتشاشات و بی‌نظمی‌ها معطوف شد تا نظام سیاسی اجتماعی ایران را به چالش بکشد، اما حضور پرشور مردم در صحنه، این نقشه را نیز ناکام گذاشت.

امروز ایالات متحده با روایت سازی‌های دروغین، همچون ادعای وجود مذاکرات یا توافقاتی که شکل نگرفته‌اند و طرح پیروزی‌های غیر واقعی، سعی در جبران شکست‌های متوالی خود برای دستیابی به اهدافش دارد؛ اما این تلاش‌ها او را در باتلاقی عمیق‌تر فرو برده و به استیصال کشانده است.

تاریخ ایران نشان داده است که در قرن معاصر، ایران هیچگاه آغازگر هیچ جنگی نبوده است، بنابراین جنگ‌های که در این دوران از جمله جنگ ۸ ساله، جنگ ۱۲ روزه و جنگ کنونی رمضان برای ایران رخ داده‌اند همگی جنگ‌های تحمیلی و تجاوزگرانه از سوی دیگران بوده‌اند. از این رو نام این وقایع در تاریخ معاصر ایران به عنوان « دفاع مقدس مردم» در برابر این تهاجمات ثبت شده است.

مردم ایران با پرداختن به دفاع همه جانبه و پیروزمندانه، نگذاشتند حتی وجبی از خاکشان به دست بیگانگان بیفتد. تاریخ جنگ ۸ ساله و جنگ ۱۲ روزه این مطلب را به خوبی نشان می‌دهد و اطمینان داریم که در «جنگ رمضان» نیز همین اتفاق خواهد افتاد.

نکته دیگر اینکه، در تمام جنگ‌هایی که در قرون معاصر انجام شده است، ایران هرگز در برابر بیگانگان شکست نخورده و همواره پیروزی از آن مردم ایران بوده است و با اتکا به خداوند بزرگ، این بار نیز همین روند ادامه یافته و تکرار خواهد شد.

در پایان این نوشتار خلاصه‌ای از نوشته «سر لارنس فریدمن» یکی از برجسته‌ترین استراتژیست‌های نظامی زنده جهان و استاد ممتاز مطالعات جنگ در «کینگز کالج لندن» را مرور می‌کنیم تا در ورای تبلیغات دروغین، واقعیت آشکار شود.

«فریدمن» در یادداشت مهم خود پس از سفر به واشنگتن در بحبوحه جنگ مارس ۲۰۲۶، زاویه را از میدان نبرد به اتاق‌های تصمیم گیری می‌چرخاند و از یک «سکته مغزی نهادی و ساختاری در دولت آمریکا» پرده برمی‌دارد.

۱. واشنگتن؛ شهر ارواح و خلاء کارشناسی

ساختارهای مدیریت بحران متلاشی شده‌اند. شورای امنیت ملی (NSC) عملاً خالی از کارشناس است. در وزارت خارجه فقط صدای قدم‌های خودتان را می‌شنوید.‌ تصمیمات توسط افرادی مانند سناتور «روبیو» و بدون ارزیابی حرفه‌ای گرفته می‌شود. در پنتاگون، پیت هگست، وزیر دفاع به جای مدیریت جنگ درگیر تسویه حساب‌های سیاسی و جنگ‌های فرهنگی است.

۲. توهم استراتژیک در دفتر بیضی

دونالد ترامپ در واقعیت مجازی زندگی می‌کند و جملاتش آشفته و متناقض است. او ادعا می‌کند «جنگ جلوتر از برنامه پیش می‌رود چون آمریکا و اسرائیل دیگر هدفی برای بمباران ندارد.» فریدمن معتقد است ترامپ وقتی مدرک پیروزی ندارد آن را جعل می‌کند.

۳. ساعت شنی تورم و فرار شرکا

عملیات بمباران بدون مجوز کنگره آغاز شد و بسیار منفور است. ترکش‌های ناشی از قفل خلیج فارس اقتصاد را خرد می‌کند و جمهوری خواهان شکست در انتخابات میان دوره ای را پذیرفته اند. «جی دی ونس» معاون رئیس جمهور که این جنگ را فاجعه می‌داند، عامدانه سکوت کرده تا آینده سیاسی خود را نسوزاند؛ اما تناقض مرگبار اینجاست؛ اگر واشنگتن فلج شده و ترامپ به دنبال فرار است، چرا زبده ترین نیروها، ۳۵۰۰ تفنگدار دریایی ناو تریپولی و کماندوهای دلتا(SQC) دقیقاً حالا به دهانه خلیج فارس رسیده‌اند؟

تقاطع گیری اطلاعات میدانی نشان می‌دهد این تضاد، خروجی جنگ قدرت میان تیم سیاسی کاخ سفید و محور اسرائیل پنتاگون است که به یکی از سه سناریوی زیر ختم می‌شود:

۱. تله اسرائیل: سیاست بازهای جنگ طلب می‌دانند ترامپ می‌خواهد خارج شود. آنها این کماندوها را به عنوان طعمه در خط آتش قرار دادند تا کشته شدن حتی چند آمریکایی، راه فرار ترامپ را ببندد و او را به جنگ همه جانبه بکشاند.

۲. عملیات نیش زنبور: ترامپ برای توجیه خروج به یک «دستاورد هالیوودی» نیاز دارد. احتمال هلی‌برن شبانه سریع روی جزیره «لارک» یا «خارک» برای انفجار تاسیسات، عکس یادگاری و خروج فوری تا بگوید گلوگاه اقتصادی‌شان را بریدیم.

۳. بلوف ضامن کشیده: ناو تریپولی صرفا اسلحه بر روی مذاکرات پنهان (احتمالاً عمان) است؛ یا پیش از ۶ آوریل آتش بس را بپذیرید یا جنگ زمینی می‌کنیم.

فریدمن حرف آخر را چنین روایت می‌کند: ژنرال‌ها لجستیک میدان را باخته اند، (سقوط آواکس، فرسودگی ناو فورد، اتمام پاتریوت) و سیاستمداران قدرت تصمیم‌گیری را. ماشین جنگی آمریکا اکنون با اینرسی خود به سمت برخورد زمینی غیر قابل کنترل حرکت می‌کند.

کد مطلب 6791529

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۸:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
      0 0
      ترامپ را برکنار کنید ترامپ جنایتکار است و هم یک تروریست بوده است.
      • IR ۲۰:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
        0 0
        نیروهای متجاوز تروریست های ارتش وحشی آمریکا جنایتکار فوری و سریع باید کشورهای عربی را ترک کنند انتقام خون شهیدان را از نیروهای متجاوز تروریست های ارتش وحشی آمریکا در کشورهای عربی می گیریم
    • IR ۲۰:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
      0 0
      اسرائیل بدنبال چه اهدافیست
    • IR ۲۱:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۵
      0 0
      ترامپ گفته طوری زیر ساختهای ایران را می زنیم تا به عصر حجر بر گردندجایی که به آن تعلق دارند.!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ خواستم به این متوهم بیسواد یادآوری کنم ملت ایران دارای بیش از 7000 سال تاریخ مدون هستند زمانی که زن در ایران فرمانده نیروی دریایی بود و ما دانشگاه داشتیم اجداد تو روی درخت زندگی می کردند. محض اطلاع کتیبه داریوش در بیستون کرمانشاه و در کانال سوئز را یکبار سرچ و نگاه کن.